خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

97

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

اصناف دلالت‌ها از نظر استعمال 1 - دلالت صور ذهنى بر اعيان خارجى ، دلالت اين صنف به طبع است . 2 - دلالت الفاظ و عبارات لفظى بر صور ذهنى و به توسط صور ذهنى بر اعيان خارجى ، دلالت اين صنف به وضع است . 3 - دلالت نوشته‌ها بر الفاظ و به واسطهء الفاظ بر صور ذهنى و توسط صور ذهنى بر اعيان خارجى ، دلالت اين صنف نيز به وضع است . آن‌چه گفته شد از نظر استعمال بود ، اما از نظر ضرورت فقط دو صنف دلالت وجود دارد : دلالت به طبع ، دلالت به وضع . آن‌چه ميان اين‌دو واسطه مىشوند ، دو امرند : يكى ضرورى و ديگرى غير ضرورى . ترتيب انتقال اعلام‌دهنده اين‌گونه است كه در ابتدا از اعيان به معانى و سپس از معانى به عبارات مىرسيم . آن‌گاه اگر بخواهيم مىتوانيم از عبارت به كتابت انتقال دهيم . [ اعيان - معانى - عبارات ( الفاظ ) - نوشتن ] اما ترتيب انتقال استعلام‌كننده برعكس است و بدين‌صورت مىباشد : از كتابت به عبارت ، از عبارت به معانى و از معانى به اعيان . دليل اين‌كه در دلالت ، معانى ذهنى واسطهء ميان عبارت و وجود خارجى است و واضعان الفاظ را در ابتدا براى معانى قرار داده‌اند - نه براى اعيان خارجى - اين است كه اگر كسى لفظى شنيده و معنى آن را فهميده باشد اما وجود خارجى را كه معنى ذهنى بر آن دلالت مىكند ، نشناخته باشد ، در بسيارى موارد ممكن است آن پديده حاضر باشد و نامش را بشنود و نيز بداند كه از او چه مىخواهند ، اما نمىداند كه آن پديده حاضر است . دلالت كتابت ( نوشتن ) و عبارت ( لفظ ) كه وضعى و قراردادى هستند ، به خاطر اختلاف ملت‌ها و زمان‌ها ، مختلف مىشوند ؛ زيرا در دلالت كتابت ، دلالت‌كننده ( دالّ ) و دلالت شونده ( مدلول ) هردو وضعىاند و در دلالت عبارت اگرچه مدلول طبعى است ، اما دالّ وضعى است . ولى از آن‌جا كه دلالت معانى ( ذهنى ) بر اعيان ( خارجى ) به طبع است ، در هيچ حالى مختلف و متغير نمىشود ، زيرا دالّ و مدلول هردو به طبع هستند نه به وضع . هدف از ايراد بحث فوق در آغاز مقاله ، اين است كه بدانيم دلالت عبارت - كه در